مصاحبه
حامی در
روزنامه هم
شهری
با وجود اين
كه كار اولش
(كه با عنوان
«حامي» منتشر
شد) با اقبال
مواجه نشد،
اما كار و
اجراي خوش- كه
خودش قبول
ندارد- مورد
توجه قرار
گرفت و اخيرا
آلبوم «اجازه»
را كه
بازخواني و
بازسازي آثار
دهه پنجاه
موسيقي پاپ
است را با
«اجازه» صاحبانشان
(آهنگسازي و
تنظيم واروژ
هاخبانويان) و
بازنويسي علي
موثقي و همچنين
آلبوم «دو
نيمه رؤيا» را
با آهنگسازي
بابك بيات و
فرزندشان
بامداد در دست
انتشار دارد.
علاوه بر آن
با آهنگسازي
بابك بيات و
فريبرز لاچيني
در فيلمهاي
«سام و نرگس» و
«جواني» خوانده
و قطعاتي را
هم در
تلويزيون
اجرا كرده
است. خودش مي
گويد «كه بر
اين هستم در
آينده دقيق تر
و فكورانه تر
به انتخاب شعر
يعني اصلي
ترين ركن يك
اثر موسيقي با
كلام نگاه
كنم.» با اين
شناختي كه به
آن رسيده است
حتما از او بيشتر
خواهيم شنيد.
* در اين وضعيت
خاص كه بر
موسيقي پاپ
مملكت حاكم
است و بيشتر
خواننده ها و
آهنگسازان
گرايش به
كارهاي بازارپسند
دارند، گرايش
به نوع خاصي
از موسيقي كه
بيشتر موسيقي
متفكرانه است
بايد انگيزه
اي قوي داشته
باشد. فكر نمي
كنيد كه مي
خواهيد خلاف
جريان آب شنا
كنيد؟
- نخست اين كه
فكر مي كنم من
دارم موافق
جريان آب شنا
مي كنم و بقيه
دوستان كه كار
بازارپسند
انجام مي دهند
خلاف جريان.
فكر مي كنم
توليد كار
بازار پسند كردن،
اولين و
بزرگترين
دليلش شهرت و
در درجه دوم
مسائل مالي
است. اولين و
بزرگترين
دليلي كه براي
انتخاب
موسيقي
متفكرانه
دارم، حس سوخته
اي است كه از
بچگي در من
پرورش پيدا كرده
و با آن زندگي
كرده ام و اين
حس هيچ گونه توافق
و تشابهي با
موسيقي بازار
پسندي كه مي
شنويم ندارد و
در درجه دوم
من دوست دارم
هنرمند تاريخ
باشم، نه
هنرمند روز.
پس بايد نوع
موسيقي كه با
آن دست و پنجه
نرم مي كنم يك
موسيقي باشد
كه تاريخ مصرف
نداشته باشد.
مثل موسيقي
هاي پاپ دهه
پنجاه ايران.
* فكر مي كنيد
راز ماندگاري
آن نوع
موسيقي- مثلا
همان موسيقي
دهه پنجاه -
چيست؟
- هنوز ما در
اين دوره از
زمان
نتوانستيم
كشف كنيم كه
اشكال موسيقي
پاپ فعلي چيست
و به قول آقاي
بابك بيات
ترانه هاي
امروز زمزمه
نمي شود.
موسيقي آن دوره
تجربه و علم
بزرگي را
پشتوانه داشت
و تنظيم كننده
ها و
آهنگسازان و
نوازندگان
پرتوان بزرگي
از كشورهايي
كه مهد موسيقي
هستند مثل ايتاليا
و فرانسه (مثل
اريك) به
ايران مي
آمدند براي
خدمت به
موسيقي مدرن
آن روزگار
بالطبع تجربه
آهنگسازان
داخلي و آگاهي
و علم تنظيم
كننده هاي
اروپايي و
اشرافشان به
موسيقي مدرن
روز باعث مي
شد كه آثار
ماندگاري كه
هنوز سر زبانها
مانده است از
آن دوران به
جا بماند و نيز
دليل ديگرش
حضور بزرگان
ترانه سرايي
است كه به نظر
من نقطه عطف و
شكوفايي
تاريخ ترانه سرايي
در ايران
بودند.
* فكر مي كنم از همين
جا مي توان به
برخي از
اشكالات
موسيقي پاپ
فعلي پي برد.
هنوز شاعران و
آهنگسازان آن
دوره جزو
بهترين ها
هستند و نسل
جديد هنوز
نتوانستند
مهره تراز
اولي را رو
كنند. اين
مسأله به نظر
شما درست است؟
- بيشتر افراد
خانواده
موسيقي امروز
ما افرادي
هستند كه
برحسب اتفاق
آهنگساز يا
خواننده شده
اند و فكر مي
كنم كه خيلي
خوش شانس هم
بودند كه
آهنگساز،
ترانه سرا يا
خواننده شدند.
به هر حال حتي
اگر بخواهيم
در هر رشته
هنري كنكاش
بكنيم مي
بينيم كه براي
رسيدن به نقطه
اوج در آن هنر
بايد زحمت كشيد
و سالها تمرين
كرد و
آموزشهاي فراواني
ديد، تا به
جايي رسيد،
واقعيت اين
است كه اكثريت
بچه هايي كه
دارند كار مي
كنند پشتوانه
علمي و تجربي
قدرتمندي از
موسيقي
ندارند و شايد
هم عشق به
موسيقي در
بطنشان زنده
نيست، پس در
نتيجه يك
ترانه كه حاصل
زحمت ترانه
سرا، آهنگساز،
نوازنده،
تنظيم كننده،
صدابردار،
خواننده و
تهيه كننده ها
است، مورد
استقبال قرار
نمي گيرد و
اگر هم مورد
توجه قرار بگيرد،
تاريخ مصرف
دارد، ترانه
روز مي شود
اما ترانه
تاريخ نمي
شود. يعني
ميراست و نه
مانا.
* اما در مورد
موسيقي پاپ
خيلي نمي توان
از ماندگاري
حرف زد. در
تمام دنيا
موسيقي پاپ،
موسيقي روز
است و اصلا
فلسفه وجودي
آن هم اين گونه
است. حتي
گروههاي خيلي
بزرگ موسيقي
پاپ هم داعيه
ماندگاري
ندارند و مي
بينيم كه مثلا
گروه پينك
فلويد مسأله
جنگ ويتنام يا
مسائلي از اين
دست را مطرح
مي كنند كه
خود اين مسائل
تاريخ مصرف
دارند، غير از
اين است؟
- نكته اول اين
كه پاپ،
موسيقي روز
نيست، موسيقي
مردم است.
نكته دوم اين
كه شما قائليد
كه موسيقي پاپ
مربوط به مردم
اين روزگار
است اما من دلم
مي خواهد كه
موسيقي من،
موسيقي مردم
اين روزگار و
روزگار بعد از
اين باشد. مثل
فرهاد كه بعد
از مرگش مردم
تازه پي به
اصل فرهاد
بردند. يا
مازيار و اگر
بخواهيم واحد
سنجش تفاوت
روز و تاريخ
را قرن حساب
كنيم، مي
بينيم كه از
تمامي سبك هاي
موجود در
گذشته فقط
موسيقي
كلاسيك است كه
باقي مانده
است. پس
موسيقي مي
تواند غني و
هم ماندگار
باشد.
* به هر حال
توجه به خيلي
مقولات از اين
دست، نوعي
ريسك است و در
جامعه اي كه
تلقي درستي از
موسيقي پاپ
سالم ندارد
ممكن است با
عدم استقبال
مواجه شود.
آيا شما مي
خواهيد
هنرمند يك قشر
خاص باشيد يا
خواننده همه
مردم؟
- مسلما دوست
دارم خواننده
همه مردم باشم
چون خودم از
همين مردم
هستم اما به
چه قيمتي؟ يك
كارگر ساده را
مي شود از
بالاي داربست
پايين آورد و
يك آلبوم
موسيقي بازار
پسند برايش
توليد كرد كه بازار
لاله زار و هم
غالب مردم از
آن استقبال مي
كنند و مشهور
شود و تمام
نشريات عكس او
را روي جلد
چاپ مي كنند
اين كار از هر
كسي بر مي آيد ولي
مثل فرهاد،
مازيار و
معدود خواننده
هايي از اين
دست بودن كار
هر كسي نيست، بلكه
نيازمند
ممارست و
تجربه و حس
غني و قدرتمند
و عشق سبز به
موسيقي و
اشراف بر علم
به اين هنر
آسماني است.